تبلیغات
عاشورای حسینی

عاشورای حسینی
كل یوم عاشورا كل عرض عاشورا

غدیر خونین كربلا ـ 5

عناصر محوری نهضت امام حسین (ع)

وجود مبارك رسول گرامی (ص)معلّم كتاب و حكمت بود، و علوم فراوانی را به جوامع بشری اهداء كرد و به آنها آموخت، و مهم ترین علم، همین 3 رشته اساسی است كه: نّما الع لم ثلاثه آیأ محكمه او فر یضأ قائ مه او سنّأ عادله (1)؛ همین 3 رشته را حسین بن علی (ع) تعقیب كرد. غالب سخنان و پیام های آن حضرت، گفتمان و گفتگوی آن حضرت، نامه های نورانی آن حضرت در مدار همین این 3 رشته بود، آیأ محكم ه او فر یضأ قائ مه او سنّأ عاد ل ه. یا درباره جهان بینی توحیدی و الهی سخن می گفت، یا درباره احكام فقهی و حقوقی سخن می گفت، یا درباره مسائل اخلاقی. البتّه علوم فراوان دیگر زیر مجموعه همین 3 علم مندرجند.

اهمیّت اطاعت خالق در برابر معصیت مخلوق

امام حسین(ع)

درباره مسائل « توحیدی »، وجود مبارك آن حضرت این جمله را از رسول گرامی نقل می كرد كه: لا طاعه ل مخلوق ف ی معص یه الخال ق (2). این به منزله قانون اساسی در همه كارهای امت است. یعنی پیامبر (ص) فرمود: هیچ كسی نمی تواند بگوید من معذور بودم، یا متعذرم و معصیت مخلوق را بر اطاعت خالق ترجیح داده ام ! این را وجود مبارك حسین بن علی به صورت رسمی از جد بزرگوارش نقل می كرد. چه در مسائل خونین كربلا، چه در مسائل عادی.

یعنی آنچه كه می تواند و باید اوّلین قانون پیروی ما باشد، حكم خدای سبحان است و لا غیر ! زیرا بر اساس توحید ذاتی، توحید خلقت مطرح است، بر اساس توحید خالق، توحید ربوبیّت مطرح است، بر اساس توحید ربوبی، توحید شریعت مطرح است. «شرع »، یعنی راهی كه خدای سبحان ارائه می دهد، فقط اطاعت اوامر او و پرهیز از نواهی اوست. این جمله: لا طاعه ل مخلوق ف ی معص یه الخال ق، در بیانات نورانی حسین بن علی بن أبیطالب می درخشید، به عنوان « آیأ محكمه ».

و همین بیان را در جریان « فریضه عادله » منطبق می كرد. احكام فقهی فراوانی از آن حضرت نقل شد، ولی منتشر نشد و به دیگران نرسید، روی همین اصل كلّی لا طاعه لمخلوق فی معصیه الخالق بود.

سالار شهیدان (ع)، جانشین راستین پیامبر أعظم (ص)

عصاره « غدیر خونین كربلا » این است كه من كنت مولاه فهذا حس یأ مولاه. چرا حسین بن علی (ع) همتای علی بن أبیطالب (ع)، جانشین راستین رسول گرامی است ؟ زیرا او انسان كامل معصوم و منصوب و منصوص از طرف خدای سبحان است، و پیام ها را از پیامبردریافت كرده و درست دریافت كرده، و درست ضبط كرده، و درست بیان كرده است.

اگر پیامبر (ص) در این 3 بخش،معصومانه وحی را دریافت می كرد، یعنی معصومانه دریافت، معصومانه ضبط، معصومانه املاء و انشاء و ابلاغ می كرد، وجود مبارك انسان كاملی مثل حسین بن علی از راه پیامبر و به وسیله پیامبر (ص) همه معارف الهی و حكم حق را معصومانه دریافت، معصومانه ضبط، و معصومانه ابلاغ می كرد. لذا جریان من كنت مولاه فهذا حس یأ مولاه درباره آن حضرت صادق است، و تفاوت اصلی غدیر كربلا و غدیر خم این است كه آن بركه را آب پر می كرد، و این گودال قتلگاه را خون.

«شرع »، یعنی راهی كه خدای سبحان ارائه می دهد، فقط اطاعت اوامر او و پرهیز از نواهی اوست

«حكمت»، «عدل» و «عزّت»، عناصر محوری نهضت حسینی

مطلب دیگر كه در همین راستا وجود مبارك حسین بن علی (ع) مطرح می كند این كه: ( حكمت ) را از یك سو، ( عدل ) را از سوی دیگر، ( عزّت ) را از سوی سوّم به عنوان عناصر محوری نهضت و قیام خود قرار داد. بر اساس توحید، تنها راهی كه سعادت را تأمین می كند، « عدل » است.

امام حسین(ع)

برخی از سیاستمدارها یا برخی از اقتصاد دانان، طرفدار تعادل و اعتدالند. یعنی هر چه مردم می طلبند، ما باید عرضه كنیم، یعنی تعادل تقاضا و عرضه. خواه تقاضای آنها به مقتضای فطرتشان باشد، یا نباشد، خواه تقاضای آنها به اقتضای دین باشد، یا نباشد، خواه تقاضای آنها به اقتضای وحی الهی منظّم شده باشد ، یا نباشد ! اینها كالای سیاست می فروشند. اینها سیاست فروشند، مثل كالا فروش، اینها جامعه فروشند، مثل كالا فروش.

ولی وجود مبارك حسین بن علی بن أبیطالب (ع) مانند معصومان و انبیاء و اولیاء دیگر، حامی عدلند. حوزه اقتضاء را تشریح می كنند، برابر مقتضای آن اقتضاء، كالا عرضه می كنند، نه برابر تقاضا ! آنكه برابر ( تقاضا ) كالا عرضه می كند، او گرفتار تعادل است و از عدل محروم است. آنكه برابر «اقتضاء» كالا عرضه می كند، او حامی عدل است، هم خودش سعید است، و هم جامعه را به سعادت می رساند. فطرت انسان، هویت انسان، حق را می طلبد.

خواسته های كاذب انسان و جواب منفی اولیای خدا به آنها

اگر او را به دنبال سراب فرستادند، این یك طلب كاذب است، یك عطش كاذب است. فرق عطش صادق و كاذب را آن پزشك معالج و حاذق می داند، كه به بیماری كه تازه از اتاق عمل آمده، اجازه نوشیدن آب نمی دهند، می گویند: گرچه او تشنه است، این عطش، عطش كاذب است، نه عطش صادق ! اگر كسی خواسته هر جوانی را در هر شرائطی عملی كند، این به عطش كاذب پاسخ داده است، نه عطش صادق!! همانطوری كه تشخیص عطش صادق و كاذب به عهده پزشك متخصص و حاذق است، تشخیص صبح صادق و كاذب به عهده منجّم ماهر است، تشخیص تمدّن صادق و كاذب، خواسته صادق و كاذب به عهده « حكیم الهی » است كه شاگردان انبیاء و اولیائند.

آنكه برابر «اقتضاء» كالا عرضه می كند، او حامی عدل است، هم خودش سعید است، و هم جامعه را به سعادت می رساند. فطرت انسان، هویت انسان، حق را می طلبد

شناخت « فطرت »، تنها راه شناخت نیازهای واقعی انسان

بنابراین وجود مبارك حسین بن علی برابر با عدل حركت كرد، نه برابر با اعتدال ! آنها كه می گفتند : حجاز آشوب است، مدینه و مكه و عراق و كوفه و سائر مناطق كلاً آشوب است و آنجا نروید، آنها برابر اعتدال و تعادل سخن می گفتند، برابر تقاضا و عرضه حرف می زدند. امّا وجود مبارك حسین بن علی برابر «عدل» قیام كرد، گفت: اقتضاء مهم است، نه تقاضا.

هویت جوامع بشری مقتضی تمدّن صادق است، مقتضی نهضت خونین است، مقتضی كربلای صادق است، مقتضی حكومت عدل است، باید به آن مقتضای مقتضی درونی پاسخ داد، نه طبق تقاضا كه نشأت گرفته است در بخش اندیشه از وهم و خیال، و در حوزه انگیزه از شهوت و غضب. اگر چیزی در بخش اندیشه از عقل نظری تام مدد بگیرد، و در بخش انگیزه از عقل عملی كامل كه ب ه عب د الرّحمن و اكتس ب الج نان (3) استمداد كند، آن اقتضاء حق است، مقتضای آن اقتضاء،حق است، باید به او پاسخ داد، ولو به ریختن خون و تحمّل شهادت و اسارت.

قیام حسینی، پاسخ به نیاز حقیقی جامعه، و نه تقاضای مردم

امّا آنها كه سیاست باز بودند، نه سیاستمدار، آنها دلالان سیاسی اند، نه سائس، آنها دلالان اقتصادی اند، نه مقتصد، آنها برابر اعتدال و تعادل حركت می كنند، كه تا جامعه چه می طلبد، آنها مطابق طلب جامعه عطا كنند. مثل آنكه اگر فیلم های مبتذل، صحنه های بد آموز به یك سلسله جوانها بدهند، این درست است كه تعادل وپاسخ دادن به عطش جوانها است، امّا آن عطش كاذب است، و این پاسخ دادن تعادل است، نه عدل ! و اگر كسی بخواهد جوانی را یا جامعه ای را هدایت كند، اوّل جامعه شناس باشد. جامعه شناسی بدون انسان شناسی میسّر نیست، انسان شناسی بدون فطرت شناسی میسّر نیست.

سیاستمداری معصومین (ع)، در حمایت از « عدل » و دوری از ( اعتدال )

باید انسان را با انسان شناخت، نه انسان را با بیرون از انسان ! اگر ما انسان را با انسان شناختیم، یعنی عناصر محوری انسان را كه هویت و ماهیّت وفطرت و عقل اوست كه خدا به او عطا كرده است، ارزیابی كردیم، می فهمیم كه این هویت، مقتضی چه چیزی است، برابر اقتضای صحیح هویت و فطرت ما مقتضا را به مقتضی عطا خواهیم كرد، این می شود ( سیاست ). اگر در زیارت جامعه به خاندان عصمت و طهارت (ع) عرض می كنیم: شما ساسه الع باد (4) هستید، سیاستمداران بندگانید، برای همین جهت است، كه اینها حامی عدلند، نه اعتدال ! اینها برابر اقتضای هویت حركت می كنند، نه تقاضای وهم و خیال، یا تقاضای شهوت و غضب. اگر اینچنین شد، نموداری از نهضت حسینی و سالار شهیدان (ع) روشن می شود.

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نویسندگان
نظر سنجی
نظر خود را در مورد وبلاگ بگویید







صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

كد نوحه

كد مداحی



برای نمایش تصاویر منتخب  كلیك كنید