تبلیغات
عاشورای حسینی

عاشورای حسینی
كل یوم عاشورا كل عرض عاشورا
آنان كه در اطراف صحنه عاشورایى كربلا حضور داشتهاند علاوه بر بیان نزاع و درگیرى بین حق و باطل، نكات ظریف و دقیقى را حدیث كردهاند كه ما در این مقال در مقام بیان آن نكات نیستیم.
آنچه كه در صدد تبیین آن هستیم یك نكته از هزار نكتهاى است كه به تواتر رسیده و از ظرائف برجسته ظهر عاشوراست. عمل و سیرهاى كه چون سایر سیر امام معصوم(علیه السلام) بر جبین عاشورایان تلألؤ مىكند و تا روز قیامت از افتخارات لشكر حق بوده و پیروان و یاران واقعى آن امام همام از آن عمل و سیره پیشواى خود بر عالمیان مباهات مىورزند. و آن هم صلاة ظهر عاشوراى فرزند پاك زهراست. نمازى كه هم فریضه ظهر بود و هم نماز شهادت، هم نماز عشق بود و هم نماز طهارت.
راستى قیام براى نماز در آن حساسترین لحظات مصاف به چه معناست. چرا امام در ظهر عاشورا با اینكه از هر سو هدف تیرهاى دشمن بود به دو یار خود زهیر بن قین بجلى و سعید بن عبد الله حنفى فرمود شما مانع تیرهاى دشمن گردید تا من نماز را به پا دارم. آیا مگر در آن موقع اضطرار، امام معذور نبود؟
آیا اگر امام نماز را در اوّل وقتش اقامه نمىكردند و شربت شهادت مىنوشیدند مأجور نبود؟
و آیا خداوند در قیامت با آن همه ایثارش از ترك فریضه ظهر عاشورا از او سئوال و درخواست مىكردند؟
و آیا آن همه اخلاص و ایثار امام جایگرین دو ركعت نماز ظهر عاشوراى او نمىشد؟.
و آیا نماز در اول وقتش واجب است كه امام مىبایست در لحظات اولیه آن نماز را اقامه كند؟
پاسخ تمام سئوالات مزبور این است كه اگر امام آن نماز ظهر را هم نمىخواند همان جایگاه و مقام را نزد بارگاه الهى دارا بود ولى آنچه كه موجب شد امام نماز ظهر را در آن حساسترین و بحرانىترین لحظات حیاتش بخوانند چیزى دیگرى بود و انگیزهاى كه آن عمل را باعث گردید محور قیام او را شكل مىداد و آن دو انگیزه مهم بوده است كه اگر این دو عامل درك نگردد به نظر مىرسد كه پیام عاشورا بصورت كامل درك نشده است. آن دو عنصر عبارتند از:
الف ـ روح عبودیت و تسلیم پذیرى امام(علیه السلام) در مقابل معبود خویش.
ب ـ توجه دادن و اهمیت به نماز و نقش و سازندگى آن.
روح عبودیت امام(علیه السلام)
تردیدى نیست در اینكه تجلى ایمان آدمى در عبودیت او نهفته است و دأب و سیره همه انبیاء و اولیاء الهى بر این بوده است كه در مقابل معبود و خالق خویش تسلیم بودهاند. با دقت و توجه در رفتار و اعمال ائمّه معصومین(علیهم السلام) به این نتیجه مىرسیم كه همه كمالات معنوى و درجات عرفانى و مراتب روحانى آنها محصول روحیه تعبد پذیرى در مقابل عظمت خالق و پست شمردن و عدم اعتنا به قدرتهاى پوشالى و تصنعى بوده است. عظم الخالق فى انفسهم فَصَغُرَ مادونه فى اعینهم. «خداوند درنظر آنان بزرگ است و غیر او در دیده آنها كوچك»
سیره عملى آنها مبیّن این نكته است كه دیندارى با ایستادگى در مقابل دستورات و تعالیم دین، زمانى كه منافع مادى انسان در تعرض دیگران است یا جان آدمى در معرض مخاطره باشد قابل جمع نیست و دیندار واقعى به كسى گفته نمىشود كه دین را براى حفظ منافع مادى و شخصى طلب كند و دین را براى آن اختیار نكرده است كه همیشه حافظ منافع او باشد و هرگاه آن منافع در اثر حوادث روزگار متزلزل گردید آن را رها سازد. دین ابزار آسایش و راحتى حیات او نیست كه با سلب آن در زندگى دین از او رخت بربندد. و دیندارى و ایمان حق تعالى باشعار تحصیل نمىشود.
چنین نیست كه هرگاه كسى بگوید من ایمان آوردهام خداوند بدون قراردادن او در معرض فتنه و آزمایش، ایمانش را امضاء نماید.
احسب النّاس اَنْ یتركوا ان یقولوا امنا وهم لایفتنون. ولقد فتنا الذین من قبلهم فلیعلمنَّ الله الذن صدقوا ولیعلمنّ الكاذبین.«آیا مردم پنداشتند كه همین كه بگویند ما ایمان آوریم رها مىشوند و مورد آزمایش قرار نمىگیرند و براستى كه ما امتحان كردیم آنان كه پیش از ایشان بودند باید علم خدا در مورد كسانى كه راست مىگویند و كسانى كه دروغ مىگویند تحقق یابد»
انسانهایى كه ادعاهاى بزرگى بر ایمان به معبودشان داشتند در طول تاریخ بشرى كم نبودند امّا همان انسانها همین كه در معرض امتحان و آزمایشات الهى قرار گرفتهاند اولین چیزى را كه از كف دادهاند دین و ایمانشان بوده است.
آرى گذشت ایام و تحول زمان و دگرگونى روزگار مهمترین عامل پیدایى ضمایر آدمى است.
فى تَقَلُّبِ الاحوالِ عِلمُ جواهِرِ الرجال.
«در تغییر و گردش حالات گوهرهاى مردان (عیب و هنر آنها) فهمیده شود»
عاملان به دین و دینداران حقیقى از عالمان به دین و دینداران زبانى با حوادث روزگار محك مىخورند هرگاه واقعهاى در زندگى فردى و اجتماعى اتفاق افتد و حیات انسانى را دستخوش ناملایمات قرار داده و از یكنواختى خارج سازد آنگاه معلوم خواهد شد كه دیندار واقعى و متعبد حقیقى كیست.
مادام كه حیات و زندگى آدمى نوسان پیدا نكند و در مسیر خود حالت قبض و بسط نداشته بلكه حالت سكون داشته باشد منافق در دید و منظر مردم به ایمان شهرت دارد.
اشتغال به یك منصب و مقام اجتماعى، دست یابى به مقامات علمى، اكتساب ثروت و متاع دنیوى، قرار گرفتن در محافل و مجامع عمومى، وقوع اختلافات و منازعات شخصى و دهها مسائل دیگر مىتواند از ابتلاآت و آزمایشات الهى بوده باشد.
اگر روحیات باطنى و اعمال ظاهرى انسان در همه این حالات ثابت ماند چنین فردى در دینداریش صادق است ولى اگر اندك تفاوتى در حالاتش ایجاد شود به همان اندازه نفاق در او رخنه كرده است.
این حالات استوار و ثابت در زندگى بزرگان دینى ما بسیار به چشم مىخورد. بزرگانى كه در دنیا با همه مصائب و مشكلاتى كه داشتند به پاى معامله با دین نمىرفتند نه با تطمیع حاكمان و متموّلان دینهاى آنان متزلزل مىشد و نه با تهدید معاندان و منافقان ذرّهاى از استقامتشان در دین كاسته مىشد. در حوادث روزگار حتى جانشان را ایثار مىكردند و نوامیس خویش را در معرض خطر مىانداختند و لیكن از دین خود ذرهاى كوتاه نمىآمدند.
استقامت و پایدارى مداوم در مقابل دشمنان و تواضع و فروتنى و تسلیم محض در مقابل دستورات دین دو وصف متضاد و متعارضى است كه در دینداران واقعى جمع است. غرور همراه با خضوع، حرّیت همراه با عبودیت، رقت قلب و عطوفت با جسارت و شجاعت، ورع و تقوا با حكومت و قدرت، اقتدا و قدرت با دادگسترى و عدالت، وحشت با ترس و مبارزه با تسلیم از اوصاف متضادى است كه ما از سیره معصومین(علیهم السلام)مىآموزیم.
از صفات بارز نبى مكرّم اسلام و خلف بلا فصل او على(علیه السلام) و فرزندان پاكش(علیهم السلام) متصف بودن به این اوصاف بوده است. یعنى اوج غرور و خشم را در مقابل دشمنان خدا و طاغوتیان داشتند و كمال خضوع و فروتنى را در قبال تعالیم دین از خود نشان مىدادند. در مقابل غیر خدا حرّیت و آزادگى كامل و در قبال پروردگار عبد محض بودهاند. از عذاب الهى وحشت و در مقابل ظالمان و مستكبران حشمت خود را حفظ مىكردند. این سیره مستمر اولیاى دین بوده است كه به پیروان خود تعلیم دادهاند. و همه اینها نتیجه روحیه عبودیت و تسلیم پذیرى مردان الهى است كه امام حسین(علیه السلام) در همه حالات زندگى خصوصاً در آخرین لحظات حیات با بركت خویش كه حساسترین دقایق زندگى را در روز عاشورا در مصاف با دشمنان سخت دل، با قیام در مقابل ذات حق و اقامه نماز از خود نشان دادهاند.
پیام بلند این حركت امام(علیه السلام) مبیّن غایت و صلت عاشق با معشوق و مُحِب با محبوب خویش است كه این حلقه در سختترین شرایط گسستنى نیست. این است الگو و اسوه همه عاشقان حق و هر آن كس كه داعیه اطاعت محض و عشق به وصال حق را درسر دارد باید چنین باشد كه سراسر زندگى شهداى ما در نظام مقدس اسلامى ثابت كننده همین حقیقت بوده است.
توجه به نماز و نقش سازنده آن
دومین پیامى كه مىتوان از اقامه نماز امام(علیه السلام) در ظهر عاشورا گرفت این است كه نماز از تعالیم اكید در اسلام است و جزء احكام و تكالیفى نمىباشد كه در مواقع حساس زندگى و با عسر و حرج از مكلّف ساقط گردد. نماز همانند روزه و حج و خمس و جهاد نیست كه با اینكه حكم وجوب بر آنها آمده در زمان اضطرار، حكم وجوب از آن برداشته شود.
در شریعت اسلام حكم وجوب بر بسیارى از اعمال بار شده است و لیكن هیچ یك از آن اعمال مانند نماز نیست. جایگاهى كه نماز در دین دارد هیچ كدام از احكام دیگر ندارند. یعنى موقعیت نماز در دین بالاترین موقعیت و آثار و بركات آن از برترین آثار است.
الصلاة رأس العبادةِ. «نماز سر عبادت است»
پس نماز چون روزه نیست كه اگر انسان در سفر باشد و یا به بیمارى مبتلا گردد از گردنش ساقط و به شرط حضر و سلامت بدن، آن را بجا آورد. و یا مثل حج نیست كه در زمان استطاعت مالى در تمام مدت عمر یك بار بر او واجب گردد. و همانند جهاد نیست كه مشروط به سلامت جسمانى باشد. نماز از اصولى است كه در تمام مراحل زندگى در حیات آدمى پابرجاست و هرگز به بهانه سفر، نقص عضو، مرض و بیمارى، كمبود وقت و بهانههاى دیگر از انسان ساقط نمىشود اگر در تمام لحظات زندگى انسانها از روزى كه بشر پا به عرصه این جهان خاكى گذاشت تا زمانى كه بشر از این عالم رخت بر مىبندد بتوان زمانى را لحاظ كرد كه در آن زمان نماز از انسان ساقط گردد باید آن زمان را ظهر عاشورا و آن شخص را امام حسین(علیه السلام)دانست. چون به جرأت مىتوان گفت كه: سختتر و حساستر از شرایط امام حسین(علیه السلام) در روز عاشورا براى هیچ انسانى به وقوع نپیوست و در حقیقت امام به تنهایى تمام بلاهاى تاریخ را از دست شقىترین انسانها در طول تاریخ بشرى به جان خرید و لیكن از نماز خویش غافل نماند.
راستى پس شایسته و بجاست كه در زیارتشان بعد از سلام و درود بر ارواح پاكشان بگوئیم: اَشْهَدُ انك قد اقمت الصلاة. «من شهادت مىدهم كه تو نماز را اقامه كردى».
پس این همه توجه و عنایت به نماز، نشانه گویاترین پیام عملى امام به پیروان خویش است بر اینكه سرنوشت انسان با نماز در دین گره خورده است و آن كس كه براى نماز در دین جایگاه ویژه و خاص را قائل نیست در دینداریش تردید است. چون چگونه مىتوان عزادار و سوگوار واقعى امام بود و در عین حال به نماز كه نزد امام آن همه اهمیت داشت را مهم نشمرد. و چگونه مىشود كه كسى براى امام عزادارى نماید در حالیكه حافظ نماز خود نباشد. خود را علاقمند به او بداند و نماز را سبك شمارد. براى او سینه بزند ولى دل به خدا نسپارد. براى او اشك بریزد ولى رشك الهى بر دل نداشته باشد. خود را شیعه و شاگرد مكتب او بداند ولى بارزترین، آرم و نشانى از تشیع و پیروى او را نداشته باشد.
طبل عزاى شهیدان كربلا را به صدا در آورد و صداى آن را به گوش دیگران برساند ولى گوشهاى خودش با آهنگ ناموزون شیاطین و صداى طبل ابلیس آشنا باشد و یقین داشته باشد كه امام و یارانش در روز عاشورا نمازشان را ترك نكردند ولى خود با كوچكترین بهانه به نماز پشت پا زند. كسى كه چنین رفتارى داشته باشد و در عین حال خود را از پیروان مكتب عاشورا بداند قطعاً پیام عاشورا و فرهنگ عاشورایى را درك نكرده است.
چون پیام نماز امام در ظهر عاشورا بدین معناست كه هیچ عاملى نمىتواند موجب ترك نماز شود و هیچ عذرى بر ترك آن پذیرفته نیست و نیز بزرگترین واقعه و حادثه زندگى نباید باعث فاصله افتادن نماز از وقتش گردد و صدق عبودیت عبد در همین است چنانچه در روایت آمده است كه على(علیه السلام) فرمودند:
اختبروا شیعتى بخصلتین المحافظةُ على اوقات الصلاة والمواساتُ لاخوانهم بالمال، فَاِنْ لم تكونا فاعزب ثمّ اعزبْ.«شیعیان مرا به دو خصلت بیازمائید: مراقبت بر وقتهاى نماز و كمك مالى به برادران دینى خود و اگر چنین نباشند از آنها فاصله بگیر، فاصله بگیر»
بنابر این نتیجه مىگیریم كه نماز ظهر عاشورا در خطیرترین و حساسترین زمان، حداقل این پیام را بدنبال دارد كه شیعه راستین امام حسین(علیه السلام) باید دو نشان داشته باشد تا بتواند پیروى خود را از آن امام بزرگوار ثابت كرده باشد. یكى داشتن روح تعبد و تسلیم پذیرى و دیگر اهتمام داشتن به اوقات نماز در تمام حالات زندگى كه این دو، آرم و نشان شیعه است. چون شیعه به معناى شیوع و پراكندن است و شیعه را بدان جهت شیعه گفتهاند كه سنت و سیره پیشوایان معصوم(علیهم السلام) خود را در زمین ترویج و پراكنده مىسازند و بهترین طریق شیوع و ترویج مسلك و منش آنها طریق عملى است. چنانچه امام صادق(علیه السلام) فرمودهاند كونوا دعاة النّاس بغیر السنتكم. «مردم را با غیر زبانهایتان (با اعمالتان) به اسلام دعوت كنید»
باشد كه همه ما مسلمین خصوصاً نسل جوان در همه فراز و نشیبهاى زندگى چون پیشوایان خود عامل به دین باشیم و نماز را كه از اركان دین است همیشه پا بر جا بداریم و هرگز با هیچ بهانهاى از نماز و سایر اعمال عبادى فاصله نگرفته و ترك ننمائیم كه با این عمل مایه زینت رهبران دین و ائمّه معصومین(علیهم السلام) بشمار آئیم نه مایه زشتىشان. چنانچهرئیس مذهب شیعه امام صادق(علیه السلام) فرمودند: كونوا لَنا زَیْنا ولا تكونوا علینا شَیْنا.
«سعى كنید كه مایه زینت ما باشید نه موجب زشتى ما»
منبع :  الشیعه
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نویسندگان
نظر سنجی
نظر خود را در مورد وبلاگ بگویید







صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

كد نوحه

كد مداحی



برای نمایش تصاویر منتخب  كلیك كنید