تبلیغات
عاشورای حسینی

عاشورای حسینی
كل یوم عاشورا كل عرض عاشورا

 

                                                            

شب عاشورا است ، زینب (س) بر بالین علی بن حسین (ع) است واز او پرستاری می كند . آن سوتر اما خیمه امام حسین است صدای امام به گوش می رسد كه می خواند :

روزگار ، كسی رابه جای دیگری نمی پذیرد .كار به دست خداوند بزرگ است وهرانسان زنده ای ، راه مرگ را طی می كند .

 زینب باشنیدن صدای برادر بانگ بر می دارد كه: ای كاش مرگ زندگیم را می گرفت .

زینب بی تابی می كند ، صدای گرایه اش بلند می شود . شاید روزهایی رابه یاد می آورد كه درخانه كوچك علی وفاطمه به همراه برادرانش پیامبر رابه انتظار می كشید وپیامبر كه هرگاه حسین (ع) را می دید بر لب ها وگلوی او بوسه می زد وزینب را در آغوش می گرفت . او درشب تاریك بیابان كربلا می توانست معنای بوسه پدر بزرگ را بر گلوی برادرش بیش از همیشه حس كند .

زینب اما مصیبت های زیادی راتحمل كرده او در 5 سالگی پدر بزرگی را از دست داده كه خاتم رسولان بوده . داغ مادری را دیده كه تنها فرزند پیامبر بوده . پدری را در راه خدا داده كه گیتی چون او نزائیده وبالاخره برادر بزرگش را از دست داده كه اولین نوه رسول خدا وتكیه گاه ایام خردسالی اش بوده . اینك اما دراین شب تاریك قرار است همه قربانی شوند  از برادرزاده ها ی خردسال نوجوان وجوانش گرفته تا برادر دلاورش عباس ، اصحاب وفادار بردار ودرنهایت حسین نور دوعینش ! 

زینب در چهره حسین همه رفتگان را می دید .او از فرط گریه بیهوش می شود . برادر اما به روی خواهر مقداری آب می پاشد واز وی می خواهد صبوری پیشه كند . زینب اما چگونه صبوری كند؟ وقتی قرار است آسمان چهل شبانه روز بگرید !  حسین اما دوباره به خواهر دلداری می دهد به او یادآوری می كند كه :پدر ومادر وبرادرش كه از او بهتر بودند به جهان دیگر شتافتند . پس چگونه زنده بماند وقتی بهانه جنگ از بین رفتن دین خدا است آیا خون او ارزش زنده ماندن دین رسول خدا را ندارد ؟

پس نه تنها خطاب به زینب كه از دیگر زنان بنی هاشم می خواهد: پس از مرگش نه سیلی به خود بزنند ونه سخن ناشایست بگویند.

و چه سخت است جای زینب بودن . او كه درتمام روزهای قبل وبعد از عاشورا باید شخصیتی متضاد باشد یعنی هم بخنداند وهم گریه كند ، هم امید دهد وهم امیدوار باشد هم خواهر باشدوهم مادر ! هم صبور باشی وهم جسور !

شب عاشورا است وقرار است تا وقتی سجاد بیمار است ، زینب نایب حسین باشد ، رئیس قافله پس از حسین اوست و هم از این روست كه در آن شب دیجور حسین بخشی از گفت وگوی مهم خود رابه زینب اختصاص می دهد او قرار است عصر عاشورا آ نقدر صبور باشد كه از مادرش پیشی بگیرد، كه فاطمه فقط در فراق پدر شش ماه بیشتر صبر نكرد اما زینب پدر را از كف داده ، فاطمه را نیز وبعد حسن ودر عصر عاشورا او زنی خواهد بود كه به جز سجاد بیمار هیجكس برایش باقی نخواهد ماند! وبه راستی نه كدام زن ، كه حتی كدام مرد تاب این همه مصیبت را دارد ؟

واینك صبح عاشورا است ، حسین بازهم با زینب به گفت وگو می نشیند ، نه اینكه به خواهر اطمینان ندارد نه ، می خواهد آرامش كند ، او پس از عاشورا باید یادآورخطبه شقشقیه باشد ، زینب باید نقش مادر را در خطبه معروف فدك بازی كند ومگر می شود دختر علی وفاطمه باشی و غرا سخن نگویی . زینب دراین شرایط هولناك نگران كارزار است ، از حسین می پرسد : همه یاران را آزموده است ؟  او می خواهد اطمینان حاصل كند كسی از یاران یك وقت حسین را تسلیم شمن نكند كه از این كوفیان هرچه فكر كنی بر می آید ، همان كوفیانی كه سر علی پدرش را به درون چاه فرستادند تا مرهم زخم هایش دهانه تاریك چاه باشد !

پاسخ امام دل زینب را آسوده می كند وقتی میگوید : شوق آنان به مرگ كمتر از شوق كودك به شیر مادرش نیست .

  وبالاخره آفتاب صبح عاشورا طلوع كرد كه اگر می دانست با طلوعش چه محشری به پا می شود هرگز نور افشانی نمی كرد.

امام بالای شتر می رود تا برای حاضرین در میدان جنگ سخنرانی كند . از آنها می خواهد برای جنگ شتاب نكنند . باشروع سخنرانی امام ،خانواده پیامبر گریه می كنند ، بغض در گلوی همه می شكند وصدای گریه در اردو می پیچد حسین به برادرش عباس وفرزندش علی اكبر می گوید: به خیمه ها بروید وبه آنان  بگویید گریه های بسیاری در پیش دارید .

ماموریت آرام كردن بانوان خیمه ها با زینب است هم او كه باید بگرید وبخنداند !

امام به سخنان خود ادامه می دهد آیا پسر دختر پیامبر شما نیستم  فرزند وصی پیامبر وپسر عموی او نیستم ؟ كسی كه اولین ایمان آورنده به خداوند بود ؟ آیا حمزه عموی پدر من نیست ؟ آیا نشنیدید از پیامبر كه می گفت حسن وحسین دو سرور جوانان بهشت هستند ؟  و آیا باز هم نمی خواهید دست از كشتن من بردارید ؟

سخنان امام موجی از شك وتردید در دل سپاه دشمن ایجادمی كند ، شمر فریاد می زند او خداوند را بر اساس حرف عبادت می كند و در گمراهی است وحبیب بن مظاهربه او پاسخ می دهد تو خداوند را بر حرف می پرستی ؟ آن هم هفتاد بار!

سكوت بر میدان جنگ حكمفرما می شود وامام حسین ادامه می دهد :آیا كسی را از شما كشته ام كه به طلب فوت او آمده اید ؟  آیا مال كسی را گرفته ام ؟  آیا بركسی زخمی زده ام كه به جبران آمده اید ؟

سخنان امام اما مانع از جنگ نمی شود كه لكشر كفر در همه تاریخ در جهل ماند هیچگاه هیچ معجزه ای آن ها را از جهل خود خارج نساخت !

وبه این ترتیب جنگ آغاز شد درحالی كه حسین می گفت : لعنت خداوند بر پیمان شكنان باد ، آنانكه سوگندها را پس از استوار كردن می شكنند ! وقیامت عاشورا شروع شد ، جنگ سخت و نابرابر در سیاهترین روزی كه خلقت دیده است . حسین اینك تنها ماند ، می خواهد از علی كودك چند ماهه خود خداحافظی كند ؟بازهم زینب است كه باید اینكار سخت را انجام دهد . كودك در آغوش امام است . او را می بوید ومی بوسد ومی گوید :

وای براین مردمی كه دشمن آنان جد توست !

كودك در آغوش امام بود كه حرمله برگلوی او تیری می زند دستان حسین پر از خون شد خون را به آسمان پاشید وگفت خداوندا اگر پیروزی را از ما منع كرده ای ، آن رابرای امری قرار ده كه نیكوتر است .

...واینك عصر عاشوراست و آسمان كربلا سرخ سرخ !  زینب میدان جنگ وپیكرپاره پاره  حسین را می نگرد . به یاد می آورد آخرین جمله او راكه: خواهرم در نماز شب مرا فراموش مكن .

نگاهی دیگر به میدان جنگ می اندازد ومی گوید : ای محمد، فرشتگان آسمان بر تو درود فرستند. این حسین نوه ی توست كه در هامون افتاده ، ای محمد، دختران تو اسیر شده اند ، فرزندانت كشته وباد صبا بر آنان می وزد...

 وبازهم این زینب است كه حتی به سجاد معصوم دلداری و امید می دهد .

شگفتا  معصوم نباشی وبه مقام عصمت دلداری بخشی !

امام سجاد از او تعبیر به دانای بدون آموزگار و فهمیده بدون فهماند ه می كند .

 کاروان اسیران در دوازدهم محرم به کوفه رسیدند،کوفیان از دیدن اسرا گریستند و زینب خطاب به آنها گفت : مردم كوفه !مردم مكار فریبكار ، مردم خوار وبی مقدار، بگریید كه همیشه دیده هاتان گریان وسینه ها تان بریان باد .اكنون شما را می بینم كه بر سرنوشت ما می گریید  درحالی كه این مصیبت بزرگ را با دست خودتان فراهم كردید...

 و زینب سخنرانی تاریخی خود را ادامه می دهد گویی زبان امیرالمومنین دركام اوست مردم انگشت به دهان می گزند واشك بر دیدگان می ریزند . شگفتا این همان دخترك سه ساله ای است كه خود را برای پیامبر لوس می كرد ؟

زینب هم اكنون تجسم زهد ورع وعلم وعفاف وشهامت است .

ودرپایان باید گفت: اگر هر روزعاشوراست و همه زمنین كربلا، عاشورا وكربلا بازینب كمال می یابد

 

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نویسندگان
نظر سنجی
نظر خود را در مورد وبلاگ بگویید







صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

كد نوحه

كد مداحی



برای نمایش تصاویر منتخب  كلیك كنید