تبلیغات
عاشورای حسینی

عاشورای حسینی
كل یوم عاشورا كل عرض عاشورا

از فرات آب نمی‎نوشیم!

فرات

یا ابا عبدالله لقد عظمت الرزیة و جلت المصیبة بك علینا و على جمیع اهل الاسلام؛ یا ابا عبدالله هر آینه سوگوارى تو بزرگ شد و مصیبت تو بر ما و بر همه ی اهل اسلام عظیم شد.

 

در ادامه ی شرح زیارت عاشورا به فراز عظمت مصیبت حضرت سیدالشهدا رسیدیم که:

 

"عظم" به معنى "بزرگ" است .

در سوره ی حج آیه 30 می‎فرماید: "و من یعظم حرمات الله فهو خیر له"؛ كسى كه محرمات الهى را بزرگ بشمارد پس برایش بهتر است .

و در آیه 32 همین سوره می‎فرماید: "و من یعظم شعائر الله فانها من تقوى القلوب."

لغت "جلت" هم به معنى "بزرگى" ذكر شده است .

"و یبقى وجه ربك ذوالجلال و الاكرام"؛ "ذوالجلال" به معنى صاحب عظمت و بزرگیست .

بنابراین هر دو لغت به یك معنى آمده و دو لفظ به یك معنى خواهند بود.

"الزیارة بالتشدید الصله الززیتة بالهمزة لانه مهمور مشتق من الزره فخفف الهمزه با القلب و الادغام."

در قاموس "رزیه" را به معنى مصیبت معنى كرده پس جمله "لقد عظمت الرزیة" با جمله "جلت المصیبة" به یك معنى است و فرقى در معنى با هم ندارند.

"مصیبت" در اصل به معنى "رسیدن" است یعنی بلاها و صدماتى كه در دنیا به شما رسیده به قدرى بزرگ است که گویا بر ما وارد شده، بلكه بر همه اهل اسلام وارد گردیده است .

"مصیبت" در اصل به معنى "رسیدن" است یعنی بلاها و صدماتى كه در دنیا به شما رسیده به قدرى بزرگ است که گویا بر ما وارد شده، بلكه بر همه اهل اسلام وارد گردیده است .

"و على جمیع اهل الاسلام"؛ به ما می‎فهماند كسى كه در مصیبت آن حضرت مهموم و مغموم نگردد و حالت تاثرى به او روى ندهد؛ اهل اسلام نیست و چگونه ممكن است كسى مسلمان باشد و در ایام عاشورا، آن مصایب را بشنود و حالت تاثرى به او دست ندهد؟!

لذا چون مصیبت آن حضرت بسیار بزرگ و مورد اهمیت بود خداوند پیغمبران گذشته را به كربلا آورد و داستان كشته شدن آن حضرت را برای آنان نقل فرمود و آنها از غصه‎ی حضرت گریه كرده و هر یک به نوعی در زمین کربلا دچار مشکلی شدند.

 

حضرت آدم(علیه‎السلام) در زمین كربلا

"شیخ طریحى" در "منتخب" نقل می‎كند كه وقتی حضرت آدم به زمین هبوط كرد و حوا را ندید در طلب او در زمین كربلا افتاد و بدون آن كه واقعه‎اى براى او پیش بیاید به اندوهى بزرگ در افتاد و سینه‎اش تنگ شد و چون به مقتل امام حسین(علیه‎السلام) رسید لغزشى در وى پدید آمد كه خون از پاى وى جارى گشت، سر به سوى آسمان كرده و گفت: پروردگارا آیا من مرتكب گناه دیگرى شدم كه اینك مرا كیفر دادى؟

حق تعالى وحى فرستاد كه اى آدم جرم تازه‎اى از تو صادر نشده ولى فرزندت حسین در این زمین ظلم كشته می‎شود. اینك خون تو به موافقت وى ریخته شد. آدم عرض كرد پروردگارا حسین، پیغمبر است؟ خطاب آمد كه پیغمبر نیست ولى فرزندزاده ی پیغمبر من محمد(صلى الله علیه و آله) می‎باشد. عرض كرد قاتل او كیست؟ خطاب آمد قاتلش یزید است كه ملعون اهل آسمان ها و زمین است.

آدم رو به جبرئیل کرد و گفت چه كار كنم؟ گفت:لعن بر یزید كن. آدم چهار مرتبه یزید را لعن نمود و چند قدمى برداشت تا به كوه عرفات رسید و حوا را دریافت .

 

حضرت نوح(علیه‎السلام) در زمین كربلا

در "منتخب" روایت شده که چون حضرت نوح سوار كشتى شد و دنیا را آب گرفت بر روى آب حركت می‎كرد تا به كربلا رسید. در آنجا كشتى ایستاد و حركت نكرد. نوح از غرق شدن كشتى ترسید عرض كرد: الهى بر روى آب همه جا گردیدم، ولی مرا خوفى مثل این زمین فرا نگرفت. جبرئیل نازل شد عرض كرد: یا نوح در این زمین امام حسین(علیه‎السلام) شهید می‎شود كه سبط خاتم انبیاء محمد مصطفى می‎باشد. حضرت نوح پرسید: قاتل او كیست؟ جبرئیل گفت: لعین هفت آسمان و زمین. حضرت نوح چهار مرتبه او را لعن كرد، و كشتى حركت كرد تا به كوه جودى رسید.

چون مصیبت آن حضرت بسیار بزرگ و مورد اهمیت بود خداوند پیغمبران گذشته را به كربلا آورد و داستان كشته شدن آن حضرت را برای آنان نقل فرمود و آنها از غصه‎ی حضرت گریه كرده و هر یک به نوعی در زمین کربلا دچار مشکلی شدند.

حضرت ابراهیم(علیه‎السلام) در زمین كربلا

"طریحى" نقل می‎كند كه وقتى حضرت ابراهیم(علیه‎السلام) سواره به صحراى كربلا گذر نمود اسب او با سر در آمده و آن حضرت از پشت اسب به زمین افتاد و سر مباركش شكست و خون جارى شد. پس زبان به استغفار گشود و گفت :الهى از من چه گناهى سر زده كه بدون جهت به زمین خورده؛ خون از سرم جارى شد؟ جبرئیل نازل شده گفت: اى ابراهیم گناهى از تو صادر نگشته ولى این سرزمینى است كه در آن سبط خاتم الانبیاء و پسر خاتم الاوصیاء كشته می‎شود پس خون تو به موافقت خون او ریخته شد.

ابراهیم گفت: اى جبرئیل قاتل او چه كسى خواهد بود؟ جبرئیل گفت: او ملعون اهل آسمان ها و زمین‎ها است و قلم بر لوح به لعن آن پلید بدون اذن پروردگار جارى شد. حق تعالى به قلم وحى نمود كه به نگارش این لعن مستحق ثنا و ستایش گشتى. آنگاه ابراهیم دست به دعا برداشت و بسیار یزید را لعن كرد و اسب آن حضرت به زبان فصیح آمین گفت. ابراهیم خطاب به اسب نموده فرمود: چگونه بدى یزید بر تو معلوم شد كه آمین گفتى؟ اسب گفت: اى ابراهیم من همیشه فخر می‎كردم كه تو بر پشت من سوار می‎شوى و چون به سر فرود آمدم و تو از پشت من به زمین افتادى خجلت و شرمسارى من زیاد شد و دانستم كه این به واسطه ی پلیدى یزید است لذا آمین گفتم .

مرحوم شوشترى می‎فرماید ممكن است این محلى كه حضرت ابراهیم به زمین خورد همان محلى باشد كه روز عاشورا امام حسین(علیه‎السلام) از روى اسب به زمین افتاد.

راقم این اوراق گوید كه از اسب افتادن حضرت ابراهیم در زمین كربلا با افتادن امام حسین (علیه‎السلام) بسیار فرق داشته است. حضرت ابراهیم سرش شكست و قدرى خون آمد و برخاست و از این بیابان بیرون رفت، ولى امام حسین(علیه‎السلام) به واسطه ی نیزه‎اى كه صالح بن وهب بر پهلوى نازنین آن حضرت زد از اسب به زمین افتاد و بعضى نوشتند به واسطه ی تیرى كه بر گلوى نازنین آن حضرت فرود آمد حضرت بر زمین افتادند و ممكن است صحیح همان باشد كه اكثر ارباب مقاتل ذكر كرده‎اند وقتی آن تیر سه شعبه بر قلب نازنین آقا وارد آمد حضرت نتوانست كه تیر را از جلو بیرون آورد بلكه از عقب بیرون آورد و خون چون ناودان جارى شد و از روى اسب به زمین افتاد.

                          بلند مرتبه شاهى ز صد رزین افتاد                  اگر غلط نكنم عرش بر زمین افتاد

صدوق نقل می‎كند كه روزى حضرت رسول خدا(صلى الله علیه و آله) در محضر اصحاب نشسته بودند كه امام حسین(علیه‎السلام) وارد شد. چون پیغمبر چشمش به حسین افتاد اشكش جارى شد. فرمود: هر وقت حسین را مى‎بینم گویا آن روزى را مشاهده می‎كنم كه تیرى به او رسیده و از زین به زمین واژگون شده و بعد از افتادن به خاك آن پاره پاره بدن را مانند گوسفندى سر می‎برند در صورتی كه حسین من هیچ گناهى ندارد.

مرحوم شوشترى می‎فرماید ممكن است این محلى كه حضرت ابراهیم به زمین خورد همان محلى باشد كه روز عاشورا امام حسین(علیه‎السلام) از روى اسب به زمین افتاد.

 

حضرت اسماعیل(علیه‎السلام) در زمین كربلا

حضرت اسماعیل با گوسفندانى كه داشت از كنار شط فرات عبور می‎كرد و گوسفندان چرا می‎نمودند. روزى چوپان آن حضرت خبر آورد كه این گوسفندان چند روز است كه از فرات آب نمی‎خورند. حضرت اسماعیل سبب را از خدا سئوال نمود جبرئیل نازل شد عرض كرد كه جهت را از خود گوسفندان بپرس.حضرت اسماعیل به گوسفندى فرمود: چرا آب نمی‎خورید؟ گوسفند به زبان فصیح عرض كرد كه به ما خبر رسیده فرزند تو حسین كه سبط محمد است در این سرزمین تشنه شهید می‎شود و ما به واسطه ی حزنى كه داریم از این آب نمی‎خوریم .

 

حضرت موسى(علیه‎السلام) در زمین كربلا

وقتى "حضرت موسى" با "یوشع بن نون" به زمین كربلا رسیدند بند نعلین موسى پاره شد و خارى سخت بر دو پاى مباركش فرو رفت و خون جارى شد. موسی عرض كرد: الهى چه گناهى از من صادر شده كه بدین كیفر مبتلا شدم؟ حق تعالى وحى فرستاد كه در این موضع خون حسین(علیه السلام) ریخته می‎شود و خون تو به موافقت خون وى جارى گردید. موسی عرض كرد: خدایا حسین كیست؟ خطاب آمد كه سبط محمد مصطفى و پسر على مرتضى است. عرض كرد: قاتل او كیست؟ خطاب آمد كه او لعین ماهی هاى دریا و وحوش صحرا و طیور هوا است. موسى دست به دعا برداشته یزید لعین را لعن كرد .

معلوم گشت بزرگى مصیبت حضرت اباعبدالله(علیه‎السلام) بقدرى بوده كه خداوند پیغمبران را به كربلا آورده و گوشه‎اى از مصیبت آن حضرت را براى آنها ذكر كرده بلكه حیوانات هم براى همدردى در مصیبت آن حضرت گریه كرده و تشنگى كشیده‎اند.

حضرت عیسى(علیه‎السلام) در زمین كربلا

روایت شده كه حضرت عیسى(علیه‎السلام) در ایام سیاحت خود با حواریون گذرش به زمین كربلا افتاد. ناگاه شیر غرّانى بر سر راه ایشان آمد راه را بر ایشان مسدود كرد. حضرت عیسى پیش رفت و فرمود: چرا راه بر ما بسته‎ای؟ شیر به زبان فصیح گفت نمی‎گذارم شما از این مسیر بگذرید مگر آن كه یزید؛ كشنده حسین را لعن كنید. عیسى فرمود: حسین كیست؟ شیر گفت:سبط محمد النبى الامى و پسر على كه وصى او است. فرمود قاتل او كیست؟ شیر گفت: ملعون وحوش بیابان ها و گرگان و درندگان صحراها بالخصوص در روز عاشورا. آنگاه حضرت عیسى دست به دعا برداشت و یزید را لعن فرمود، و حواریون آن حضرت آمین گفتند. پس شیر دور شده و آنها رفتند.

 

پیامبر خدا(صلى الله علیه و آله) در زمین كربلا

"شیخ مفید" در كتاب ارشاد به اسناد خود از "ام سلمه" نقل می‎كند كه گفت: شبى پیغمبر خدا(صلی الله علیه و آله) از نزد ما بیرون رفت و مدت زمان طویلى از ما غایب بود. بعد از مدتی كه باز آمد آن حضرت را پریشان‎حال و گرد و غبارآلوده دیدیم كه دست مباركش بسته بود. عرض كردم یا رسول الله چرا شما را گرد و غبارآلوده و پریشان‎حال مى‎بینم. فرمود: در این ساعت مرا به عراق به زمینى كه كربلا نام داشت بردند و مقتل حسین و جماعتى از فرزندان و اهل بیتم نشانم دادند و من خون ایشان را جستم و اینك خاك آن سرزمین در دست من است.

آنگاه حضرت دست خود را بگشود كه میان دستش خاك قرمز رنگى بود، به من داد و فرمود: این خاك را محفوظ بدار. من آن خاك را در شیشه كردم و سر آن را محكم بستم و چون حضرت حسین (علیه‎السلام) از مدینه متوجه عراق شد هر روز و هر شب آن را می‎دیدم و چون آخر روز عاشورا آن را دیدم تبدیل به خون تازه شده بود. در آن حین گریه بسیار كردم و دانستم كه حسین(علیه‎السلام) كشته شده ولى این مطلب را به كسى نگفتم تا خبر شهادت آن حضرت رسید.

صدوق نقل می‎كند كه روزى حضرت رسول خدا(صلى الله علیه و آله) در محضر اصحاب نشسته بودند كه امام حسین(علیه‎السلام) وارد شد.چون پیغمبر چشمش به حسین افتاد اشكش جارى شد فرمود هر وقت حسین را مى‎بینم گویا آن روزى را مشاهده می‎كنم كه تیرى به او رسیده و از زین به زمین واژگون شده و بعد از افتادن به خاك آن پاره پاره بدن را مانند گوسفندى سر می‎برند در صورتی كه حسین من هیچ گناهى ندارد.

امیرالمؤمنین(علیه‎السلام) در زمین كربلا

"شیخ صدوق" در "امالى" از ابن عباس نقل می‎كند كه گفت در مراجعت از جنگ صفین در ركاب امیرالمؤمنین(علیه‎السلام) بودم. وقتی به زمین نینوا و شط فرات رسیدیم آن حضرت با صداى بلند فرمود كه اى پسر عباس این موضع را می‎شناسى؟ عرض كردم نمی‎شناسم. فرمود: اگر این زمین را می‎شناختى همچنان كه من می‎شناسم از اینجا عبور نمی‎كردى تا مانند من گریه كنى. آنگاه حضرت چنان گریست كه اشك چشمش از محاسن مباركش جارى شد و بر سینه‎اش ریخت و ما نیز گریان شدیم. پس فرمود: آه مرا چه كار است با آل ابى سفیان و "آل حرب"، كه لشكر شیطان و اولیاء كفرند. بعد فرمود: صبر كن اى ابو عبدالله كه رسید بر پدر تو مثل آنچه به تو خواهد رسید.

از مطالبى كه ذكر شد معلوم گشت بزرگى مصیبت حضرت اباعبدالله(علیه‎السلام) به قدرى بوده كه خداوند پیغمبران را به كربلا آورده و گوشه‎اى از مصیبت آن حضرت را براى آنها ذكر كرده بلكه حیوانات هم براى همدردى در مصیبت آن حضرت گریه كرده و تشنگى كشیده‎اند.

سؤال:

معروف است كه می‎گویند صدمات و زحمات پیغمبر ما بیش از سایر پیغمبران بوده و خود آن حضرت هم فرموده هیچ پیغمبرى را مثل من اذیت نكردند، پس چگونه مصیبت امام حسین(علیه‎السلام) اعظم از همه ی مصائب شد؟

جواب:

در "علل الشرایع" از عبدالله بن الفضل روایت كرد كه به صادق آل محمد(صلی الله علیه و آله) گفتیم یابن رسول الله چگونه روز عاشورا روز مصیبت و غم و جزع و بكاء شد و روز وفات رسول خدا و فاطمه و امیرالمؤمنین و حسن(علیهم‎السلام) به این مرتبه نشد؟

حضرت عیسى پیش رفت و فرمود چرا راه بر ما بسته‎ای؟ شیر به زبان فصیح گفت نمی‎گذارم شما از این مسیر بگذرید مگر آن كه یزید؛ كشنده حسین را لعن كنید.

امام فرمود: همانا مصیبت روز كشتن امام حسین(علیه‎السلام) اعظم از سایر ایام است به علت آن كه اصحاب كساء كه اكرم خلق بودند پنج تن بودند و وقتی پیغمبر(صلی الله علیه و آله) از دنیا رفت مردم خود را به على و فاطمه و حسن و حسین(علیهم‎السلام) تسلى می‎دادند. چون فاطمه(علیهاالسلام) از دنیا رفت، به امیرالمؤمنین و حسنین و وقتی حسن رفت به حسین و چون حسین رفت یك تن از اصحاب كساء نماند كه تعزى و تسلى خلق به او باشد و رفتن او مثل رفتن جمیع آنها شد چنانچه بقایش چون بقاى جمیع آنها بود پس، از این جهت روز قتل امام حسین(علیه‎السلام) از جهت مصیبت اعظم ایام شد.

در این حدیث در چندین مورد تصریح شده به این كه مصیبت سیدالشهداء اعظم مصائب بر مسلمین است و مؤید مضمون این حدیث كلامى است از حضرت زینب(علیهاالسلام) كه در "ارشاد مفید" نقل می‎كند كه در شب عاشورا به حضرت سیدالشهداء عرض كرد: واثكلاه لیت الموت اعد منى الحیوة الیوم ماتت امى فاطمة و ابى على و اخى الحسن و یا خلیفة الماضى و ثمال الباقى .

و نیز در "امالى" روایت می‎كند از صادق آل محمد(علیهماالسلام) كه روزى امام حسین(علیه‎السلام) وارد بر حضرت امام حسن(علیه‎السلام) شد چون چشمش بر برادر بزرگوارش افتاد شروع به گریه كردن نمود امام حسن(علیه‎السلام) فرمود برادر تو را چه چیز به گریه در آورد؟ عرض كرد: گریه من به جهت آن بلایى است كه بر تو وارد می‎شود. امام حسن فرمود: آنچه با من می‎كنند سمى است كه به من می‎دهند ولكن روزى چون روز تو نیست كه سى هزار نفر به سوى تو آیند و همگى مدعى باشند كه امت جد تو هستند و مسلمان، ولى بر قتل و ریختن خون و هتک حرمت و اسیرى زنان و اولادت و غارت مال و متاع تو اجتماع می‎كنند و در این هنگام لعنت بر بنى امیه فرود می‎آید.

از فرمایش امام حسن(علیه‎السلام) در این خبر معلوم می‎شود كه روزى مثل روز امام حسین (علیه‎السلام) در عاشورا نبوده است .

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نویسندگان
نظر سنجی
نظر خود را در مورد وبلاگ بگویید







صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

كد نوحه

كد مداحی



برای نمایش تصاویر منتخب  كلیك كنید